نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۵۳ - بیا که بلبل شوریده نغمه پرداز است اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بیا که بلبل شوریده نغمه پرداز است

عروس لاله سراپا کرشمه و ناز است

نوا ز پردهٔ غیب است ای مقام شناس

نه از گلوی غزل خوان نه از رگ ساز است

کسی که زخمه رساند به تار ساز حیات

ز من بگیر که آن بنده محرمراز است

مرا ز پردگیان جهان خبر دادند

ولی زبان نگشایم که چرخ کج باز است

سخن درشت مگو در طریق یاری کوش

که صحبت من و تو در جهان خدا ساز است

کجاست منزل این خاکدان تیره نهاد

که هر چه هست چو ریگ روان به پرواز است

تنم گلی ز خیابان جنت کشمیر

دل از حریم حجاز و نوا ز شیراز است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌ها و لطافت‌های دنیا اشاره می‌کند و بلبل را به عنوان نماد عشق و شور و شوق معرفی می‌کند. او از نغمه‌های غیبی صحبت می‌کند که نه از سازها و گل‌ها، بلکه از روح و درون انسان نشأت می‌گیرد. شاعر به راز و رمز زندگی و مسائل انسان‌ها اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که هرچقدر هم که مشکلاتی در دنیا وجود دارد، نباید از تلاش در راه عشق و دوستی غافل شد. او همچنین به زیبایی‌های طبیعی و مکان‌های مقدس اشاره می‌کند و از این که چگونه روح انسان در جستجوی زیبایی و حقیقت است، سخن می‌گوید.