بخش ۲۶۰ - بتان تازه تراشیدهای دریغ از تو اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بتان تازه تراشیدهای دریغ از تو
درون خویش نگاه دیدهای دریغ از تو
چنان گداختهای از حرارت افرنگ
ز چشم خویش تراویدهای دریغ از تو
به کوچهای که دهد خاک را بهای بلند
به نیم غمزه نیرزیدهای دریغ از تو
گرفتم اینکه کتاب خرد فروخواندی
حدیث شوق نفهمیدهای دریغ از تو
طواف کعبه زدی گرد دیر گردیدی
نگه به خویش نپیچیدهای دریغ از تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ حسرت و اندوه شاعر نسبت به زیباییها و اشتباهات خود میگوید. شاعر از بتان تازه تراشیده و زیباییهای درون خود یاد میکند که به طور کامل از آنها استفاده نکرده است. او به حرارت عشق افرنگ اشاره دارد و ناراحتیاش را از نادیده گرفتن زیباییهای واقعی بیان میکند. در ادامه، شاعر به هدر دادن ارزشها و فرصتها اشاره میکند و به این نکته میپردازد که حتی در جستجوی دانش، نتوانسته به معنی واقعی عشق و شوق پی ببرد. او به نمادهای مذهبی مانند کعبه اشاره میکند و میگوید که در حالی که به دور این نماد میچرخد، به خود و درونش توجه نکرده است. در کل، این شعر نگاهی عمیق به خودآگاهی و missed opportunities دارد.