نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۶۷ - حکیم اینشتین اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جلوه ئی میخواست مانند کلیم ناصبور

تا ضمیر مستنیر او گشود اسرار نور

از فراز آسمان تا چشم آدم یک نفس

زود پروازی که پروازش نیاید در شعور

خلوت او در زغال تیره فام اندر مغاک

جلوتش سوزد درختی را چو خس بالای طور

بی تغیّر در طلسم چون و چند و بیش و کم

برتر از پست و بلند و دیر و زود و نزد و دور

در نهادش تار و شید و سوز و ساز و مرگ و زیست

اهرمن از سوزِ او و سازِ او جبریل و حور

من چه گویم از مقام آن حکیم نکته سنج

کرده زردشتی ز نسل موسی و هارون ظهور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به دنبال بیان عظمت و حالتی روحانی از وجود یک شخصیت الهی و حکیم است که تمثیل‌هایی از علم و معرفت را به تصویر می‌کشد. شاعر به خواست خود برای درک اسرار نور اشاره می‌کند و به ویژگی‌های این شخصیت اشاره می‌کند که از فرود آسمان‌ها و عبور از مرزهای وجود فراتر رفته است. او را توصیف می‌کند که در تنهایی، در دل تاریکی درخشش دارد و بر دیگران تأثیر می‌گذارد. همچنین به ابعادی چون تغییرناپذیری و برتری‌اش بر زمان و مکان اشاره می‌کند و او را سمبل زندگی و مرگ می‌داند. در پایان، شاعر ریشه‌های دینی او را به نسل موسی و هارون متصل می‌کند.