بخش ۲۷۹ - شعرا اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / پیام مشرق / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
برونینگ:
بی پشت بود بادهٔ سر جوش زندگی
آب خضر بگیرم و در ساغر افکنم
بایرن:
از منت خضر نتوان کرد سینه داغ
آب از جگر بگیرم و در ساغر افکنم
غالب:
«تا باده تلخ تر شود و سینه ریش تر
بگدازم آبگینه و در ساغر افکنم»
رومی:
آمیزشی کجا گهر پاک او کجا
از تاک باده گیرم و در ساغر افکنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعران مختلف به بیان احساسات و تجربیات خود درباره نوشیدن شراب و نمادهای زندگی پرداختهاند. برونینگ از بیپشتی شراب و جوش زندگی میگوید، بایرن به یادآوری داغی از عشق اشاره میکند، غالب به تلخی و رنج میپردازد و رومی در جستجوی پاکی و زیبایی از شراب یاد میکند. هر یک از این شاعران با بیان متفاوت، به تمجید از شراب و تأثیر آن بر زندگی میپردازند.