بخش ۱۰۰ - چو خورشید سحر پیدا نگاهی می توان کردن اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چو خورشید سحر پیدا نگاهی می توان کردن
همین خاک سیه را جلوه گاهی میتوان کردن
نگاه خویش را از نوک سوزن تیز تر گردان
چو جوهر در دل آئینه راهی میتوان کردن
درین گلشن که بر مرغ چمن راه فغان تنگ است
بانداز گشود غنچه آهی می توان کردن
نه این عالم حجاب او را نه آن عالم نقاب او را
اگر تاب نظر داری نگاهی میتوان کردن
« تو در زیر درختان همچو طفلان آشیان بینی»
به پرواز آکه صید مهر و ماهی میتوان کردن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به زیبایی طبیعت و جهان هستی میپردازد و به ما میآموزد که اگر بخواهیم، میتوانیم از زیباییهای موجود در اطرافمان بهرهمند شویم. شاعر به ما میگوید که با دقت و توجه میتوانیم به عمق زیباییها پی ببریم و از آنها لذت ببریم. همچنین اشاره میکند که هیچ مانعی نمیتواند ما را از دیدن حقیقت باز دارد، و با شجاعت میتوانیم به سوی درک عمیقتری از جهان حرکت کنیم. در نهایت، به شادی و آزادی روحی که در پرواز به دست میآید، اشاره میکند.