نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۱۵ - دو دسته تیغم و گردون برهنه ساخت مرا اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دو دسته تیغم و گردون برهنه ساخت مرا

فسان کشیده بروی زمانه آخت مرا

من آن جهان خیالم که فطرت ازلی

جهان بلبل و گل را شکست و ساخت مرا

می جوان که به پیمانه تو می ریزم

ز راوقی است که جام و سبو گداخت مرا

نفس به سینه گدازم که طایر حرمم

توان ز گرمی آواز من شناخت مرا

شکست کشتی ادراک مرشدان کهن

خوشا کسی که به دریا سفینه ساخت مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی تجربه‌های عمیق و فلسفی شاعر است. او از دو دسته تیغ و گردون بی‌رحم یاد می‌کند که به نوعی به او آسیب رسانده‌اند و در عین حال به تحولاتی در خود پرداخته است. شاعر خود را جهانی خیالی می‌داند که فطرت ازلی‌اش بر گل و بلبل غلبه کرده است. او به بی‌قراری و جوانی‌اش اشاره می‌کند که با پیمانه می‌نوشد و احساساتش را بیان می‌کند. همچنین از قدرت آوازش می‌گوید که می‌تواند شناخته شود. در پایان، او به دورانی اشاره می‌کند که ادراک مرشدان کهن شکسته و ساخته شده و خوشا به حال کسی که به دریا همچون سفینه‌ای دست یافته است. این شعر ترکیبی از احساسات عمیق، تحولات فکری و سیر درونی شاعر را به تصویر می‌کشد.