بخش ۱۱۷ - خودی را مردمآمیزی دلیل نارساییها اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خودی را مردمآمیزی دلیل نارساییها
تو ای درد آشنا بیگانه شو از آشناییها
به درگاه سلاطین تا کجا این چهرهساییها
بیاموز از خدای خویش ناز کبریاییها
محبت از جوانمردی به جایی میرسد روزی
که افتد از نگاهش کاروبار دلرباییها
چنان پیش حریم او کشیدم نغمهٔ دردی
که دادم محرمان را لذت سوز جداییها
از آن بر خویش میبالم که چشم مشتری کور است
متاع عشق نافرسوده ماند از کمرواییها
بیا بر لاله پا کوبیم و بیباکانه می نوشیم
که عاشق را بحل کردند خون پارساییها
برون آ از مسلمانان گریز اندر مسلمانی
مسلمانان روا دارند کافر ماجراییها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعاتی چون نارساییهای انسانی، فاصلهگیری از رابطههای آشنا و دلبستگی به خداوند اشاره دارد. شاعر میگوید که برای رسیدن به محبت واقعی، باید از ناز و تکبر خود فاصله بگیریم و از خداوند درس بگیریم. او همچنین به تأثیر عشق و عاشقی بر دل انسانها پرداخته و اشاره میکند که محبت واقعی باعث میشود دلها به هم نزدیک شوند. در نهایت، شاعر از محدودیتهای ظاهری و الگوهای اجتماعی میگوید و از گریز از مسلمانی و باورهای سطحی در میان مسلمانان سخن میگوید.