بخش ۱۱۶ - مثل شرر ذره را تن به تپیدن دهم اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
مثل شرر ذره را تن به تپیدن دهم
تن به تپیدن دهم بال پریدن دهم
سوز نوایم نگر ریزهٔ الماس را
قطرهٔ شبنم کنم خوی چکیدن دهم
چون ز مقام نمود نغمهٔ شیرین زنم
نیم شبان صبح را میل دمیدن دهم
یوسف گم گشته را باز گشودم نقاب
تا به تنک مایگان ذوق خریدن دهم
عشق شکیب آزما خاک ز خود رفته را
چشم تری داد و من لذت دیدن دهم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، احساسات عمیق خود را درباره عشق و زیبایی بیان میکند. او از تپش و پریدن به عنوان نماد زندگی و عشق استفاده میکند و به تبدیل چیزهای کوچک و معمولی به ارزشمند و زیبا اشاره دارد. شاعر همچنین به توانایی عشق در ایجاد دیدگاههای جدید و بازیابی جذابیتها پرداخته و ایدههایی مانند شوق و شکیبایی را به تصویر میکشد. این اشعار به بحث درباره تجربههای شخصی و زیباییهای عشق میپردازد.