بخش ۱۵ - این جهان چیست صنم خانهٔ پندار من است اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
این جهان چیست صنم خانهٔ پندار من است
جلوهٔ او گرو دیدهٔ بیدار من است
همه آفاق که گیرم به نگاهی او را
حلقه ئی هست که از گردش پرگار من است
هستی و نیستی از دیدن و نا دیدن من
چه زمان و چه مکان شوخی افکار من است
از فسون کاری دل سیر و سکون غیب و حضور
اینکه غماز و گشاینده اسرار من است
آن جهانی که درو کاشته را می دروند
نور و نارش همه از سبحه و زنار من است
ساز تقدیرم و صد نغمهٔ پنهان دارم
هر کجا زخمهٔ اندیشه رسد تار من است
ای من از فیض تو پاینده نشان تو کجاست
این دو گیتی اثر ماست جهان تو کجاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تفکر درباره جهان و هستی میپردازد و بیان میکند که این جهان تنها تصویری از ذهن و پندار شاعر است. شاعر با دید تیزبین خود همه چیز را در دنیای اطرافش در مییابد و رابطهای عمیق بین وجود و عدم ایجاد میکند. او به تأثیر اندیشهها و احساسات بر واقعیت و اهمیت آنها در شکلگیری جهان اشاره میکند. در نهایت، شاعر از خداوند میخواهد که نشانهای از وجود خود را نشان دهد و اشاره میکند که این دو جهان اثرات وجودی ما هستند و از حضور الهی ناشی میشوند.