نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۰ - نظر به راه‌نشینان سواره می‌گذرد اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نظر به راه‌نشینان سواره می‌گذرد

مرا بگیر که کارم ز چاره می‌گذرد

به دیگران چه سخن گسترم ز جلوهٔ دوست

به یک نگاه مثال شراره می‌گذرد

رهی به منزل آن ماه سخت دشوار است

چنانکه عشق به دوش ستاره می‌گذرد

ز پرده‌بندی گردون چه جای نومیدی‌ست

که ناوک نظر ما ز خاره می‌گذرد

یمی است شبنم ما کهکشان کنارهٔ اوست

به یک شکستن موج از کناره می‌گذرد

به خلوتش چو رسیدی نظر به او مگشا

که آن دمی است که کار از نظاره می‌گذرد

من از فراق چه نالم که از هجوم سرشک

ز راه دیده دلم پاره‌پاره می‌گذرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف عشق و حالت‌های ناشی از آن می‌پردازد. او از دشواری‌های عشق و فاصله‌های بین خود و معشوق صحبت می‌کند و به این نکته اشاره می‌کند که حتی یک نگاه از سوی معشوق می‌تواند تأثیر عمیقی بگذارد. همچنین، او به ناامیدی و امید در این مسیر اشاره می‌کند و نمایش‌های زیبایی را که عشق به همراه می‌آورد، به تصویر می‌کشد. در نهایت، شاعر به درد فراق و تأثیر عاطفی آن بر دل و جانش می‌پردازد و به این نتیجه می‌رسد که عشق و نگاه معشوق می‌تواند از دل را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.