نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۴ - سوز و گداز زندگی لذت جستجوی تو اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

سوز و گداز زندگی لذت جستجوی تو

راه چو مار می گزد گر نروم بسوی تو

سینه گشاده جبرئیل از بر عاشقان گذشت

تا شرری به او فتد ز آتش آرزوی تو

هم بهوای جلوه ئی پاره کنم حجاب را

هم به نگاه نارسا پرده کشم بروی تو

من بتلاش تو روم یا به تلاش خود روم

عقل و دل نظر همه گم شدگان کوی تو

از چمن تو رسته ام قطرهٔ شبنمی ببخش

خاطر غنچه وا شود کم نشود ز جوی تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این متن به عمق احساسات عاشقانه و تلاش برای دستیابی به معشوق اشاره می‌کند. او از سختی‌های راه و عذاب‌های ناشی از جستجوی معشوق صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که حتی در شرایط دشوار، عشق او را به جلو می‌برد. همچنین به زیبایی حضور معشوق و اثرات آن بر دل و عقل عاشق پرداخته و در نهایت آرزو دارد که از باغ محبت معشوق، فقط یک قطره عشق دریافت کند. این اشعار عواطف عمیق و پیچیده عاشقانه را به تصویر می‌کشند.