نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۶ - زمستان را سرآمد روزگاران اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

زمستان را سرآمد روزگاران

نواها زنده شد در شاخساران

گلان را رنگ و نم بخشد هواها

که می آید ز طرف جویباران

چراغ لاله اندر دشت و صحرا

شود روشن تر از باد بهاران

دلم افسرده تر در صحبت گل

گریزد این غزال از مرغزاران

دمی آسوده با درد و غم خویش

دمی نالان چو جوی کوهساران

ز بیم اینکه ذوقش کم نگردد

نگویم حال دل با رازداران

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر به بازگشت فصل بهار و زنده شدن طبیعت اشاره دارد. گل‌ها رنگ و طراوت جدیدی می‌گیرند و فضای طبیعت شاداب می‌شود. اما دل شاعر با وجود زیبایی‌های بهار، همچنان افسرده است و نمی‌تواند از غم و درد خود دوری کند. او نگران است که با صحبت کردن از حال دلش، شادی‌اش کم شود و به همین دلیل راز دلش را با دیگران در میان نمی‌گذارد.