نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۸ - از چشم ساقی مست شرابم اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)

از چشم ساقی مست شرابم

بی می خرابم بی می خرابم

شوقم فزون تر از بی حجابی

بینم نه بینم در پیچ و تابم

چون رشتهٔ شمع آتش بگیرد

از زخمهٔ من تار ربابم

از من برون نیست منزلگه من

من بی نصیبم ، راهی نیابم

تا آفتابی خیزد ز خاور

مانند انجم بستند خوابم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این غزل از احساسات و وضعیت درونی خود سخن می‌گوید. او از حال نابسامان خود در اثر مستی و نبود شراب می‌نالد و بیان می‌کند که اشتیاقش برای رهایی و آزادی از قید و بندها بیشتر از بی‌حجابی است. او احساس می‌کند که در مسیری سردرگم و بدون هدف قرار دارد و در این تاریکی، امیدی به روشنایی ندارد. غزل به نوعی جستجوی طلب و ناکامی در زندگی و عشق را توصیف می‌کند.