بخش ۴۰ - درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر
که من شاید نخستین آدمم از عالمی دیگر
دمی این پیکر فرسوده را سازی کف خاکی
فشانی آب و از خاک آتش انگیزی دمی دیگر
بیار آن دولت بیدار و آن جام جهان بین را
عجم را داده ای هنگامهٔ بزم جمی دیگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این میخانه، من ساقی و همنشینی ندارم که مانند او باشد. به نظر میرسد من اولین کسی هستم که از جهانی دیگر آمدهام. ای کاش لحظهای این پیکر فرسوده را با خاک و آب زنده کنی و دمی دیگر آتش را در دل خاک شعلهور سازی. بیا آن خوشبختی بیدار و آن جامی را که جهانی را به من نشان دهد، زیرا تو برای عجم (ایرانیان) مجال بزم دیگری فراهم کردهای.