نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۹ - انجم بگریبان ریخت این دیدهٔ تر ما را اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

انجم بگریبان ریخت این دیدهٔ تر ما را

بیرون ز سپهر انداخت این ذوق نظر ما را

هر چند زمین سائیم برتر ز ثریانیم

دانی که نمی زیبد عمری چو شرر ما را

شام و سحر عالم از گردش ما خیزد

دانی که نمی سازد این شام و سحر ما را

این شیشهٔ گردون را از باده تهی کردیم

کم کاسه مشو ساقی مینای دگر ما را

شایان جنون ما پهنای دو گیتی نیست

این راهگذر ما را آن راهگذر ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و تجربه‌های انسانی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری از طبیعت و عالم، به تأثیر وجود خود بر جهان اشاره می‌کند. او می‌گوید که با وجود تمام مشکلات و محدودیت‌ها، روح و ذوق او فراتر از آنچه در دنیای مادی وجود دارد، است. همچنین با اشاره به شب و روز، به تأثیر خود بر چرخه زندگی اشاره کرده و نشان می‌دهد که هیچ چیز نمی‌تواند با عمق احساسات و تجربیات او برابری کند. شاعر در نهایت به حالت جنون و فراتر رفتن از مرزهای معمول انسانی اشاره می‌کند و بر اهمیت و منحصر به فرد بودن راه خود تأکید می‌نماید.