بخش ۵۶ - نفس شمار به پیچاک روزگار خودیم اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
نفس شمار به پیچاک روزگار خودیم
مثال بحر خروشیم و درکنار خودیم
اگرچه سطوت دریا امان بکس ندهد
بخلوت صدف او نگاهدار خودیم
ز جوهری که نهان است در طبیعت ما
مپرس صیرفیان را که ما عیار خودیم
نه از خرابهٔ ما کس خراج می خواهد
فقیر راه نشینیم و شهریار خودیم
درون سینهٔ ما دیگری چه بوالعجبی است
کرا خبر که توئی یا که ما دچار خودیم
گشای پرده ز تقدیر آدم خاکی
که ما به رهگذر تو در انتظار خودیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف وضعیت انسانها در زندگی و پیچیدگیهای آن میپردازد. شاعر اشاره میکند که ما مانند امواج دریا هستیم، با وجود چالشها و مشکلاتی که ممکن است با آنها مواجه شویم، همواره با خود و هویتمان در ارتباط هستیم. او بر این نکته تاکید میکند که ما دارای جواهر وجودی ارزشمندی هستیم که درونی و پنهان است و نیازی به تائید دیگران نداریم. در نهایت، شاعر بیان میکند که در انتظار پاسخ و روشن شدن زوایای زندگیمان هستیم، به ویژه در ارتباط با تقدیر و سرنوشت خود.