نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵ - درون سینهٔ ما سوز آرزو ز کجاست؟ اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

درونِ سینهٔ ما سوزِ آرزو ز کجاست؟

سبو ز ماست ولی باده در سبو ز کجاست؟

گرفتم اینکه جهان خاک و ما کفِ خاکیم

به ذره ذرهٔ ما دردِ جستجو ز کجاست؟

نگاهِ ما به گریبانِ کهکشان اُفتد

جنونِ ما ز کجا، شورِ های و هو ز کجاست؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به جستجوی معانی عمیق زندگی و وجود می‌پردازد. او از سوز آرزو صحبت می‌کند و می‌پرسد که این آرزوها از کجا نشأت می‌گیرند. همچنین اشاره می‌کند که اگر چه ما از خاکیم، درد و جستجوی ما به چه چیزی وابسته است. در نهایت، او به جنون و شوق خود اشاره دارد و از سرچشمه این شوری که در وجودش جاری است، سوال می‌کند. به طور کلی، شعر حاکی از کنکاش در جنبه‌های عمیق زندگی و احساسات انسانی است.