نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۸ - ما که افتنده‌تر از پرتو ماه آمده‌ایم اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ما که افتنده‌تر از پرتو ماه آمده‌ایم

کس چه داند که چسان این همه راه آمده‌ایم

با رقیبان سخن از درد دل ما گفتی

شرمسار از اثر ناله و آه آمده‌ایم

پرده از چهره برافکن که چو خورشید سحر

بهر دیدار تو لبریز نگاه آمده‌ایم

عزم ما را به یقین پخته ترک ساز که ما

اندرین معرکه بی خیل و سپاه آمده‌ایم

تو ندانی که نگاهی سر راهی چه کند

در حضور تو دعا گفته به راه آمده‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از سختی‌ها و دردهای خود می‌گوید که برای رسیدن به معشوق طی کرده است. او احساس می‌کند که به خاطر عشقش، از دیگران عمیق‌تر و آسیب‌پذیرتر شده است و به همین دلیل از ناله‌ها و آلام خود شرمنده است. شاعر از معشوق می‌خواهد که پرده از چهره بردارد تا زیبایی او را ببیند و می‌گوید که برای دیدار او، بدون سپاه و حمایت، با یقین و اراده قوی آمده است. او همچنین بیان می‌کند که یک نگاه معشوق می‌تواند تغییرات بزرگی در زندگی‌اش ایجاد کند و از این رو در مقابل او دعا کرده و به عشقش اعتراف می‌کند.