بخش ۷۲ - چو موج مست خودی باش و سر بطوفان کش اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چو موج مست خودی باش و سر بطوفان کش
ترا که گفت که بنشین و پا بدامان کش
بقصد صید پلنگ از چمن سرا برخیز
بکوه رخت گشا خیمه در بیابان کش
به مهر و ماه کمند گلو فشار انداز
ستاره ر از فلک گیر و در گریبان کش
گرفتم اینکه شراب خودی بسی تلخ است
بدرد خویش نگر زهر ما بدرمان کش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، مولانا به ما توصیه میکند که به مانند موجی خروشان، پرتلاش و با انرژی باشیم و از سکون و بیعملی پرهیز کنیم. او میگوید که باید برای دستیابی به اهداف خود، از محیط راحتی خارج شویم و به سوی چالشها برویم. همچنین، به جذب زیباییها و نعمتهای زندگی مشغول باشیم و در عین حال به نقاط قوت و ضعف خود توجه کنیم و خود را از زهر تلخیها برهانیم. به طور کلی، شعر دعوتی به پویایی، تلاش و شجاعت در رسیدن به حقیقت و هدفهای بزرگ است.