بخش ۹۳ - گشاده رو ز خوش و ناخوش زمانه گذر اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
گشاده رو ز خوش و ناخوش زمانه گذر
ز گلشن و قفس و دام و آشیانه گذر
گرفتم اینکه غریبی و ره شناس نئی
بکوی دوست بانداز محرمانه گذر
بهر نفس که بر آری جهان دگرگون کن
درین رباط کهن صورت زمانه گذر
اگر عنان تو جبریل و حور می گیرند
کرشمه بر دلشان ریز و دلبرانه گذر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زندگی و گذر از خوشیها و ناخوشیهای آن میپردازد. شاعر بیان میکند که باید از زیباییها و موانع زندگی عبور کرد و به سمت دوستان و لحظات خوب رفت. او به غریبی و ناآشنایی اشاره میکند و میگوید که برای هر نفسی، باید دنیای جدیدی بسازیم. همچنین، شاعر اشاره میکند که حتی اگر در شرایط عالی قرار داشته باشیم، باید با ظرافت و محبت از کنار آن عبور کنیم.