بخش ۹۴ - زندگی در صدف خویش گهر ساختن است اقبال لاهوری
اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
زندگی در صدف خویش گهر ساختن است
در دل شعله فرو رفتن و نگداختن است
عشق ازین گنبد در بسته برون تاختن است
شیشهٔ ماه ز طاق فلک انداختن است
سلطنت نقد دل و دین ز کف انداختن است
به یکی داد جهان بردن و جان باختن است
حکمت و فلسفه را همت مردی باید
تیغ اندیشه بروی دو جهان آختن است
مذهب زنده دلان خواب پریشانی نیست
از همین خاک جهان دگری ساختن است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان اهمیت و معنای واقعی زندگی میپردازد. زندگی را به ساختن گوهر درون تشبیه میکند و اشاره دارد به اینکه باید در دل آتش عشق فرو رفت و از محدودیتها فراتر رفت. اشاره به تلاش برای رسیدن به حقیقت و فلسفه، و نیز خلق دنیای جدید از خاک موجودات دارد. بهطور کلی، زندگی به عنوان یک سفر پرچالش و غنی از عشق و تفکر معرفی میشود.