نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۹۵ - برون زین گنبد در بسته پیدا کرده ام راهی اقبال لاهوری

اقبال لاهوری / زبور عجم / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

برون زین گنبد در بسته پیدا کرده ام راهی

که از اندیشه برتر می پرد آه سحر گاهی

تو ای شاهین نشیمن در چمن کردی از آن ترسم

هوای او ببال تو دهد پرواز کوتاهی

غباری گشته ئی آسوده نتوان زیستن اینجا

بباد صبحدم در پیچ و منشین بر سر راهی

ز جوی کهکشان بگذر ز نیل آسمان بگذر

ز منزل دل بمیرد گرچه باشد منزل ماهی

اگر زان برق بی پروا درون او تهی گردد

به چشمم کوه سینا می نیرزد با پرکاهی

چسان آداب محفل را نگه دارند و می سوزند

مپرس از ما شهیدان نگاه بر سر راهی

پس از من شعر من خوانند و دریابند و میگویند

جهانی را دگرگون کرد یک مرد خود آگاهی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از راهی سخن می‌گوید که فراتر از اندیشه‌هاست و در سحرگاهان پدیدار می‌شود. او به شاهینی اشاره می‌کند که در چمن نشسته و ترس او از این است که آن پرنده به او پرواز کوتاهی عطا کند. شاعر بیان می‌کند که بر روی زمین نمی‌توان آسوده زیست و باید از موانع عبور کرد. او همچنین به عظمت آسمان و کهکشان اشاره می‌کند و می‌گوید هرچند ممکن است دل از زندگی بمیرد، اما ارزشمندتر از آن وجود خداوند است. در نهایت، شاعر به این نکته می‌پردازد که پس از مرگش، شعرش ماندگار می‌شود و تأثیر او بر دنیای اطراف را نشان می‌دهد.