شمارهٔ ۵ - خنده ایرج میرزا
ایرج میرزا / اشعار دیگر / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
باغ خندان ز گل خندان است
خنده آئین خرمندان است
خنده هر چند که از جد دور است
جد پیوسته نه از مقدور است
دل شود رنجه زجد شام و صباح
میکند اصلاح مزاجش به مزاح
جد بود پا به سفر فرسودن
هزل یک لحظه به راه آسودن
لیک نه که از دود دروغ
برد از چهرهٔ قدر تو فروغ
تخم کین در دل دانا کارد
خیو خجلت به جبینها آرد
شو ز فیاض خرد تلقین جوی
راست گو لیک خوش و شیرین گوی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره اهمیت شادی و خنده در زندگی است. باغی که از گلهای خندان تشکیل شده، نماد خندان بودن و خوشحال زندگی کردن است. خنده به عنوان نشانهای از خوشی و نشاط مطرح شده و اشاره میکند که حتی اگر خنده از جد و جدیت دور باشد، همچنان ضروری است. دل انسانها در طول روز از مشکلات و ناراحتیها رنج میبرد، اما با خنده و تناسب مزاج میتواند آرامش پیدا کند. اگرچه جدیت و دلخوری وجود دارد، اما این موارد نباید مانع از شادی و لذت بردن از زندگی شوند. در انتها، شاعر تأکید میکند که باید با خرد و حکمت، اما به شیوهای خوش و شیرین، حقیقت را بیان کرد.