شمارهٔ ۹ ایرج میرزا
ایرج میرزا / غزلها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
یاد کردند مرا باز به گلدانِ دگر
گلبنانِ دگر از طرفِ گلستانِ دگر
بودم افسرده چو گُل دردی و بشکفتم باز
نو بهارست به من تا به زمستانِ دگر
با نواهایِ دگر تهینتِ من گفتند
بلبلانِ دگر از ساحتِ بستانِ دگر
عشق هر فکرِ دگر را ز دلم بیرون کرد
همچو مهمان که کند بخل به مهمانِ دگر
با چنین گام که نسوانِ وطن پیش روند
عن قریبست که ایران شود ایرانِ دگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بازگشت خود به زندگی و امید به آینده اشاره میکند. او از دگرگونیهای طبیعی و اجتماعی صحبت میکند و بیان میکند که مانند گل، پس از دوران سختی دوباره به شکوفایی میرسد. عشق و محبت او را از افکار ناامیدکننده دور کرده و به زندگی جدیدی سوق میدهد. همچنین او به تحولات اجتماعی زنان اشاره میکند و امیدوار است که ایران به شرایط بهتری دست یابد. در کل، این شعر پیامی از امید، دگرگونی و پیشرفت را منتقل میکند.