شمارهٔ ۱۸ - کوه نور ایرج میرزا
ایرج میرزا / قطعهها / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دیده ام من رُبعِ مَسکون را، برادر جان من!
در تمام ربع مسکون این چنین کون هیچ نیست
کوهِ نور است آن کفل در پشتِ آن دریایِ نور
کوه و دریایی چنین در ربع مسکون هیچ نیست!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به زیبایی و عظمت جهان اشاره میکند و میگوید که در تمام دنیای شناخته شدهاش، هیچ چیزی به اندازه آن کوه نور و دریای نور بینظیر نیست. او بر این باور است که در میان تمام موجودات، این دو نماد زیبایی و شکوه بینظیری دارند که در جایی دیگر یافت نمیشوند.