شمارهٔ ۲۳ - حق استاد ایرج میرزا
ایرج میرزا / قطعهها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
گفت استاد مبر درس از یاد
یاد باد آنچه به من گفت استاد
یاد باد آن که مرا یاد آموخت
آدمی نان خورَد از دولت یاد
هیچ یادم نرود این معنی
که مرا مادر من نادان زاد
پدرم نیز چو استادم دید
گشت از تربیت من آزاد
پس مرا منت از استاد بُوَد
که به تعلیم من اُستاد اِستاد
هر چه می دانست آموخت مرا
غیر یک اصل که ناگفته نهاد
قدر استاد نکو دانستن
حیف! اُستاد به من یاد نداد
گر بمردست، روانش پر نور!
ور بُوَد زنده خدا یارش باد!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به یاد استاد و اهمیت آموزش او اشاره دارد. شاعر به یاد میآورد که استادش او را علم آموخته و از او سپاسگزاری میکند. او میگوید که حتی مادرش نادان بوده و پدرش نیز از تربیت او آزاد شده است. شاعر به ارزش استاد پی میبرد و متوجه میشود که تمام آنچه یاد گرفته، به خاطر زحمات استادش بوده است، به جز یک نکتهی ناگفته که استاد به او نیاموخته است. در پایان، شاعر برای استاد آرزوی آرامش و نورانیت میکند.