شمارهٔ ۲۷ - دوزخ ایرج میرزا
ایرج میرزا / قطعهها / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
به قدر فهم تو کردند وصف دوزخ را
که مار هفت سر و عقرب دو سر دارد
خدای خواهد اگر بنده را عذاب کند
ز مار و عقرب و آتش گزندهتر دارد
از آن گروه چه خواهی که از هزار نفر
اَقَلّ دویست نفر روضهخوان خَر دارد
دویست دیگر جنگیر و شاعر و رَمّال
دویست واعظ از روضهخوان بَتَر دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف دوزخ و عذابهای آن میپردازد. او میگوید که به اندازهی درک انسانها دربارهی جهنم صحبت شده است و از موجودات وحشتناکی مثل مار و عقرب یاد میکند. شاعر نشان میدهد که خداوند اگر بخواهد بندهاش را عذاب کند، عذابی سختتر از این موجودات دارد. همچنین اشاره میکند که از میان هزار نفر، حداقل دویست نفر روضهخوان و دوستی دیگر احتمالی وجود دارد که هیچکدام به اندازهی وعاظ و روحانیون از روضهخوانها خطرناکتر نیستند. به نوعی این شعر انتقادی به جامعه و عذابهای روحی و فکری آن دارد.