نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸ - بهشت و دوزخ ایرج میرزا

ایرج میرزا / قطعه‌ها / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

رسول دید که جمعی گسسته افسارند

به چاره خواست کِشان رِبقَه در رِقاب کند

بهشت و دوزخی آراست بهر بیم و اُمید

که دعوتِ همه بر مِنهَج صواب کند

من از جحیم نترسم از آن که بار خدای

نه مطبخی است که در آتشم کباب کند

ز مار و عقرب و آتش گزنده‌تر دارد

خدای خواهد اگر بنده را عذاب کند

جحیم قهر الهی است کاندر این عالم

ترا به خوی بد و فعل بد عقاب کند

به قدر وسعت فکر تو آن یگانه حکیم

سخن ز دوزخ و فردوس در کتاب کند

برای ذوق تو شهوت پرست عبدالبطن

حدیث میوه و حوریّه و شراب کند

از آن نماز که خود هیچ از آن نمی‌فهمی

خدا چه فایده و بهره اکتساب کند

تفاخُری نبود مر خدایِ عالَم را

که چون تو ابلهی او را خدا حساب کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره‌ی تفکرات و نگرانی‌های رسول (پیامبر اسلام) است که می‌بیند افراد از مسیر درست منحرف شده‌اند و به دنبال راه حلی برای هدایت آن‌هاست. او بهشت و جهنم را به عنوان ابزارهای ترغیب و تنبیه معرفی می‌کند، تأکید می‌کند که از جهنم نمی‌ترسد زیرا خداوند رحمتش بزرگتر از عذاب اوست. جهنم را نتیجه‌ی اعمال ناپسند انسان‌ها می‌داند و در عین حال تأکید می‌کند که علم و حکمت الهی فراتر از درک انسان‌هاست. او به نقد کسانی می‌پردازد که به جنبه‌های مادی و دنیوی توجه دارند و از ارزش‌های واقعی دین بی‌خبرند، و در نهایت می‌گوید که خداوند هیچ نیازی به تباهی و شکست انسان‌ها ندارد.