شمارهٔ ۵۲ - هجو حاکم ایرج میرزا
ایرج میرزا / قطعهها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
این حاکم بی عُرضه به ما اهل خراسان
دردی نفرستاد و دوا نیز نبخشید
گویند که از فرط لئامت به همه عُمر
در راه خدا نان به گدا نیز نبخشید
تنها نه از او خلق خدا خیر ندیدند
تقصیر کسی را به خدا نیز نبخشید
راضی به عَبایی شدم از همّتِ عالیش
با همّتِ عالیش عبا نیز نبخشید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به انتقاد از حاکم ضعیف و بیکفایت خراسان میپردازد. شاعر بیان میکند که این حاکم نه تنها دردی از مردم را درمان نکرده، بلکه حتی به نیازمندان نیز کمک نکرده است. او به وضوح نشان میدهد که این حاکم نه تنها ناتوان است، بلکه در برابر دیگران نیز مهربانی و بخشش ندارد. در نهایت، شاعر با ناامیدی از این وضعیت، به عبا (نماد احترام و مقام) اشاره میکند و میگوید که حتی به این سهم کوچک هم از همت حاکم دست نیافته است.