شمارهٔ ۵۶ - وفا ایرج میرزا
ایرج میرزا / قطعهها / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
وفا در گل رخان عطر است در گل
من این را خوانده ام وقتی به دفتر
وفای گل رخان و عطر گل ها
به لطف و خاصیت هستند هم بر
گل سرخ اندر این بستان زیاد است
یکی بی عطر و آن دیگر معطر
گل سرخی که تنها رنگ دارد
نگردد با گل خوشبو برابر
نظر بازی کنی با او تو از دور
که در او نیست چیزی غیر منظر
اگر آن منظر زیبا از او رفت
از او رفتست هر پیرایه و فر
شود یا طعمه جاروب دهقان
و یا بازیچه باد ستمگر
به هر صورت چو شد پژمرده امروز
فراموشش کنی تا روز دیگر
ولی آن گل که رنگ و بوی دارد
چو رنگش رفت از بویش خوری بر
گلابی ماند از او راحت افزا
اسانسی زاید از او روح پرور
پس از رفتن هم او را می کند یاد
چو عطرش را زنی بر سینه و سر
به یاد آری که او وقتی گلی بود
وز او روی چمن پر زیب و زیور
گُل روی نگار با وفا هم
اگر پژمرده شد از دور اختر
وفای او که باشد جای عطرش
شود در صفحه قلبش مصور
چو یاد مهربانی هاش افتی
زند مهر نخستین از دلت سر
به هر چشمی کز اول دیده بودی
به آن چشمش ببینی تا به آخر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و عطر گلها اشاره میکند و تفاوت بین گلهای خوشبو و بیبو را مطرح میکند. گلهای معطر به دلیل عطرشان ماندگارترند و حتی وقتی پژمرده میشوند، یاد و خاطرهشان در دل باقی میماند. در مقابل، گلهایی که تنها رنگ دارند، به سرعت فراموش میشوند. وفا و محبت نیز مشابه عطر یک گل هستند؛ یاد آنها در قلب انسان باقی میماند و در سختیها و دوریها، خاطره و عطر محبتشان انسان را تسلی میدهد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که زیبایی و وفای واقعی در یادها و عواطف باقی میماند، همانطور که عطر گل در یادها باقی است.