شمارهٔ ۶۲ - درویش ایرج میرزا
ایرج میرزا / قطعهها / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
کیست آن بیشعور درویشی
که همیشه به لب بُوَد خاموش
نه کند هیچ گفتگو با کس
نه به حرفِ کسی نماید گوش
کارهایی کند سفیهانه
خارق عادت و مخالف هوش
مثلا در هوای گرم تموز
خرقۀ پشم افکند بر دوش
لیک در عین سَورت سرما
تن برهنه نماید از تنپوش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف فردی میپردازد که درویش و بیخبر از مسائل اجتماعی است. او همیشه خاموش و بیارتباط است و هیچگاه به سخنان دیگران گوش نمیدهد. رفتارهای او احمقانه و غیرمعمول است، بهطور مثال در هوای گرم پشمی به دوش میاندازد، ولی در سرما بدون پوشش باقی میماند. این ویژگیهای او نشاندهنده نداشتن درک و شعور کافی است.