نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹ - ای خایه ایرج میرزا

ایرج میرزا / قطعه‌ها / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای خایه به دست تو اسیرم

بنموده‌ای از جماع سیرم

دستم نشود به تخم کَس بند

تا باد تو کرده دست گیرم

چندان نشوی تو خوب تا من

از حسرت کون و کس بمیرم

تا حضرت مستطابِ عالی

کوچک بشوید بنده پیرم

زین پس ز جِماع رخ نتابم

خوب ار نشدی، نشو به کیرم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این قطعه از رنجوری بیضه‌اش و گرفتاری‌هایی که به سبب این رنجش موضعی دچارشان شده می‌گوید. از به درازا کشیدن درمان گله کرده در پایان دست از صحت کشیده و بی‌توجه به ماجرای مذکور پی آرزوهایش می‌رود