شمارهٔ ۷ - مرثیه ایرج میرزا
ایرج میرزا / قطعهها / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رسمَست هرکه داغ ِ جوان دید، دوستان
رأفت برند حالت ِ آن داغ دیده را
یک دوست زیر بازوی ِ او گیرد از وفا
وان یک ز چهره پاک کند اشکِ دیده را
آن دیگری بر او بِفشانَد گُلاب و شَهد
تا تقویت کند دلِ مِحنِت چَشیده را
یک جمع دَعوَتَش به گُل و بوستان کنند
تا بر کنندش از دل خارِ خَلیده را
جمعِ دگر برای تسلّایِ او دهند
شرح ِ سیاه کاریِ چرخِ خمیده را
القصّه هر کَسی به طریقی ز روی ِ مِهر
تسکین دهد مصیبتِ بر وی رَسیده را
آیا که داد تسلیتِ خاطرِ حسین؟
چون دید نعشِ اکبرِ در خون تپیده را
آیا که غمگساری و اَندُه بَری نمود
لیلایِ داغ دیدهٔ زَحمت کَشیده را
بعد از پسر دلِ پدر آماجِ تیر شد
آتش زدند لانهٔ مرغِ پریده را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به غم و اندوهی اشاره میکند که هر انسانی وقتی از دست دادن عزیزش را تجربه میکند، باید دوستان و نزدیکانش به او کمک کنند. دوستان با محبت و وفا به یاری او میروند، یکی او را حمایت میکند، دیگری اشکهایش را پاک میکند و برخی دیگر با گل و شیرینی به او دلگرمی میدهند. در این میان، شاعر به مصیبت حسین اشاره میکند که در زمان مرگ پسرش، هیچ کس نمیتواند تسلی خاطر او باشد. در نهایت، شعر به شدت اندوه و درد ناشی از فقدان عزیزان میپردازد و بیانگر این است که در روزگار غم، هر کسی به طریقی سعی بر تسکین دل داغ دیده دارد.