شمارهٔ ۸۹ - غمزههای خانم ایرج میرزا
ایرج میرزا / قطعهها / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
با غمزاتی که تو خانم کنی
رخنه به دین و دل مردم کنی
جان به لب عاشق بیدل رسد
با غمزاتی که تو خانم کنی
دریا دریا به تو حسن اندر است
پرده برافکن که تلاطم کنی
غنچه به گلزار خموشی کند
تا تو گلاندام تکلم کنی
سرو ستادست مؤدب به جای
تا تو به رفتار تقدم کنی
من به تو اظهار تعشق کنم
تو ز من ابراز تألم کنی
از دگران بیشترم دار دوست
کز دگران پیشترم گم کنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت زنانه است که میتواند دلها را تحت تأثیر قرار دهد. شاعر با اشاره به قدرت غمزات و رفتارهای دلربا، بیان میکند که این ویژگیها چگونه میتواند به دین و دل مردم آسیب برساند و عاشقان را به شدت دلبسته کند. او همچنین به زیبایی دریا و گل، و تأثیر آنها بر احساسات اشاره میکند و از عشق و دلتنگی خود صحبت میکند. در نهایت، شاعر احساس میکند که رابطهاش با معشوقهاش خاصتر و عمیقتر از روابط دیگران است.