بخش ۱ ایرج میرزا
ایرج میرزا / عارف نامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
شنیدم من که عارف جانم آمد
رفیقِ سابقِ طهرانم آمد
شدم خوشوقت و جانی تازه کردم
نشاط و وَجدِ بیاندازه کردم
به نوکرها سپردم تا بدانند
که گر عارف رسد از در نرانند
نگویند این جَنابِ مولوی کیست
فُلانی با چنین شخص آشنا نیست
نهادم در اطاقش تختِ خوابی
چراغی، حوله ای، صابونی، آبی
عرقهایی که با دقّت کشیدم
به دستِ خود دَرونِ گنجه چیدم
مهیّا کردمش قِرطاس و خامه
برایِ رفتنِ حمّام جامه
فراوان جوجه و تیهو خریدم
دوتایی احتیاطاً سر بریدم
نشستم منتظر کز در در آید
ز دیدارش مرا شادان نماید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر از آمدن یک دوست قدیمی به نام عارف به تهران خبر میدهد و از این بابت بسیار خوشحال و شاداب است. او تصمیم میگیرد که به بهترین نحو از دوستش پذیرایی کند و به نوکرانش دستور میدهد تا به محض ورود عارف، او را به داخل راه دهند. شاعر برای راحتی عارف در اتاقش همه چیز را مهیا میکند، از تخت خواب و چراغ گرفته تا مواد مورد نیاز برای حمام. او حتی برای مهمانی غذاهایی مثل جوجه و تیهو تهیه میکند و منتظر است تا عارف وارد شود و دیدارش او را شاد کند.