بخش ۱۰ ایرج میرزا
ایرج میرزا / عارف نامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
تو عارف واقعا گوساله بودی
که از من این سفر دوری نمودی
مگر کون قحط بود اینجا قلندر
که ترسیدی کنم کون ترا تر
گرفتی گوشه ژاندارمری را
به موسی برگزیدی سامری را
بیا امروز قدر هم بدانیم
که جاویدان در این عالم نمانیم
بیا تا زنده ام خود را مکن لوس
که فردا می خوری بهر من افسوس
پس از مرگم سرشک غم بباری
به قبرم لاله و سنبل بکاری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نوعی انتقاد میکند و به عارف یادآوری میکند که چرا در سفر دوری از او خودداری کرده است. او سؤال میکند که آیا دلایلی که برای دوری از او آورده، کافی بوده است. شاعر به عارف پیشنهاد میکند که از حال حاضر بهرهبرداری کنند و قدر هم را بدانند، زیرا زندگی دائمی نیست. او تأکید میکند که نباید در زندگی برای فردا افسوس بخورد و پس از مرگ، به یاد او غمگین نشوند و به قبرش گل بکارند. این شعر در واقع دعوت به قدرشناسی از زندگی و روابط است.