بخش ۷ ایرج میرزا
ایرج میرزا / عارف نامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خدایا تا به کی ساکت نشینم
من اینها جمله از چشم تو بینم
همه ذرّاتِ عالم منترِ توست
تمامِ حُقّهها زیرِ سرِ توست
چرا پا توی کفش ما گذاری؟
چرا دست از سرِ ما بر نداری؟
به دستِ توست وُسع و تنگدستی
تو عزّت بخشی و ذلّت فرستی
تو این آخوند و ملّا آفریدی
تو تویِ چُرتِ ما مردم دویدی
خداوندا مگر بیکار بودی؟
که خلقِ مار در بُستان نمودی؟
چرا هر جا که دابی زشت دیدی
برای ما مسلمانان گُزیدی؟
میان مسیو و آقا چه فرقست
که او در ساحل این در دِجله غرقست
به شرعِ احمدی پیرایه بس نیست؟
زمانِ رفتنِ این خار و خس نیست؟
بیا از گردنِ ما زنگ واکن
ز زیرِ بارِ خر مُلّا رها کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعرگونه به بیان نارضایتی و انتقاد از وضعیت موجود اجتماعی و دینی میپردازد. شاعر از خداوند میخواهد که چرا ساکت است و چرا در زندگی مردم مشکلات و سختیها وجود دارد. او به خداوند انتقاد میکند که چرا در خلق و تنظیم جامعه به نفع انسانها عمل نمیکند و به وجود موانع و مشکلات اشاره میکند. شاعر همچنین از بیعدالتیها و تفاوتهای اجتماعی انتقاد میکند و خواستار رهایی از فشارها و زحمات ناشی از حاکمیت ملاها و روحانیون است. در کل این شعر به جستجوی عدالت و صداقت از جانب خالق و نقد جامعه و دین در دنیای معاصر میپردازد.