شمارهٔ ۲۰ - نوروزِ کودکان ایرج میرزا
ایرج میرزا / مثنویها / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عید نوروز و اوّل سال است
روزِ عیش نَشاطِ اطفال است
همه آن روز رختِ نو پوشند
چای و شربت به خوش دلی نوشند
پسرِ خوب روزِ عید اندر
رَود اَوَّل به خدمتِ مادر
دست بر گردنش کند چون طوق
سر و دستش ببوسَد از سرِ شوق
گوید این عیدِ تو مٌبارَک باد
صد چنین سالِ نو ببینی شاد
بعد آید به دست بوسِ پدر
بوسه بخشد پدر به رویِ پسر
پسر بد چو روزِ عید شود
از همه چیز ناامید شود
نه پدر دوست داردش نه عَمو
نه کس عیدی بیاوَرَد بَرِ او
عیدی آن روز حقِ آن پسر است
که نجیب و شریف و باهنر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
عید نوروز، روز شادمانی و جشن و سرور است که همه لباس نو میپوشند و با خوشحالی چای و شربت مینوشند. کودکان به خدمت والدین میروند و برای آنها آرزوی خوشبختی میکنند. اما در این روز، پسری خوب و نجیب، از بیتوجهی و عدم هدیه گرفتن از دیگران ناراحت میشود. این شعر به ارزشهای انسانی و محبت والدین اشاره دارد و نشان میدهد که عید فقط به شادی ظاهری نیست بلکه توجه و محبت واقعی نیز اهمیت دارد.