شمارهٔ ۱۶ - بر سنگ مزار ایرج میرزا
ایرج میرزا / مثنویها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ای نکویان که در این دنیایید
یا از این بعد به دنیا آیید
این که خفته است در این خاک منم
ایرجم، ایرج شیرین سخنم
مدفن عشق جهانست اینجا
یک جهان عشق نهانست اینجا
عاشقی بوده به دنیا فن من
مدفن عشق بُوَد مدفن من
آنچه از مال جهان هستی بود
صرف عیش و طَرَب و مستی بود
هرکه را روی خوش و خوی نکوست
مرده و زنده من عاشق اوست
من همانم که در ایام حیات
بی شما صرف نکردم اوقات
تا مرا روح و روان در تن بود
شوق دیدار شما در من بود
بعد چون رخت ز دنیا بستم
باز در راه شما بنشستم
گرچه امروز به خاکم مأواست
چشم من باز به دنبال شماست
بنشینید بر این خاک دمی
بگذارید به خاکم قدمی
گاهی از من به سخن یاد کنید
در دل خاک دلم شاد کنید !
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق و ارادت شاعر به یاران و دوستانش میپردازد. او خود را در این دنیا و همچنین در دنیای دیگر معرفی میکند و از عشق و دوستی که در دل دارد، سخن میگوید. شاعر به عشق و محبت اشاره کرده و میگوید که اگرچه اکنون در خاک آرمیده، اما همیشه به یاد یارانش است و از آنها میخواهد که بر خاک او بنشینند و یاد او را زنده نگهدارند. او همچنین به زیباییهای روح و دل و شوق دیدار دوستانش در زندگیاش اشاره میکند.