بخش ۱۱ - نامه نوشتن کوش به سوی مانوش ایرانشان
ایرانشان ابن ابی الخیر / کوشنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
به مانوش پس نامه فرمود کی
نبیسنده برداشت باریک نی
سرنامه از شاه گردان و کین
سر تازیان شاه ایران زمین
نیا، خسرو گرد گیتیگشای
نداردْش کوه گران پیش پای
به نزدیک مانوش سالار روم
سر مرزبانان آن مرز و بوم
سپاس از خداوند کیوان و هور
که او داد فیروزی و فرّ و زور
بدان تا بَدان را ز بن برکنیم
تن بتپرستان به خاک افگنیم
بتان را همه زیر پای آوریم
ره پاک یزدان به جای آوریم
چو کار سیاهان سرآمد کنون
ز نوبی و زنگی براندیم خون
جهان از بداندیش خود بستدیم
همان تازیان را به هم برزدیم
همانا چنان است ز اختر پدید
که از رومیان کینه باید کشید
کنون آگهت کردم از کار خویش
تو را بد رسد گر نیایی به پیش
چو در نامه کوتاه شد داوری
بر آن نامه خسرو زد انگشتری
فرستادهای مهربان برگزید
که دانست گفتار رومی شنید
نوند شتابان به هامون و کوه
برفت و نیامد ز رفتن ستوه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، مانوش به نامهای از شاه ایران اشاره میکند که در آن او را به اقداماتی علیه دشمنان و بتپرستان فراخوانده است. شاه از نعمتها و پیروزیهایی که خداوند به او بخشیده، سخن میگوید و خواهان نابودی بتها و برقراری دین یزدان است. او نسبت به دشمنان خود احساس خشم و کینه دارد و از مانوش میخواهد که در برابر این تهدیدات عقبنشینی نکند. نامه با نشان خسرو مهر شده و فرستادهای سریع برای رساندن پیام به مانوش انتخاب شده است.