بخش ۱۲۲ - نامه کردن طیهور شاه ماچین به سوی آتبین ایرانشان
ایرانشان ابن ابی الخیر / کوشنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
ز ماچین سر ماه نامه رسید
سوی آتبین، کاین شگفتی که دید!
به خمدان چرا کرد، باید درنگ
چو دانی که نتوان گشادن به جنگ
از آن شهر یکباره دیده بخواب
نگه کن سوی شهر دیگر شتاب
که چین با سپاه است و با ساز و گنج
به خمدان چرا برد بایدت رنج
پر از گنج کوش است شهر و حصار
که آسان توان یافت بیکارزار
چنان دان که بدخواه تو گشت سست
چو در دستِ تو گنج او شد درست
چو بر دوغ باشد تو را دسترس
فزونتر بود هر زمانی مگس
کند سیم، خمّیده را پشت راست
خمیده شود هر که را سیم کاست
سپاهی روان را به رنج آورد
همی روی از ایران به گنج آورد
چو آن نامه برخواند خسرو به راز
پشیمان شد از نستدن ساو و باز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این قطعه، نامهای به خسرو میرسد که حاوی خبرهایی از دشمنان و وضعیت کنونی شهرهاست. شاعر میگوید که چرا باید در خمدان درنگ کرد، در حالی که جنگ نمیتواند به نفع آنها باشد. بهترین گزینه این است که به شهر دیگر نگاه کنند که پر از گنج و ثروت است و میتوانند بدون جنگ به آن دست یابند. به خسرو توصیه میشود که فرصتی که در دست دارد را از دست ندهد و نسبت به دشمنان هوشیار باشد. پس از خواندن نامه، خسرو از تصمیمهای قبلی خود پشیمان میشود.