بخش ۱۲۶ - پیروزی آتبین و بردن غنیمتها به دریا ایرانشان
ایرانشان ابن ابی الخیر / کوشنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
چو انبوه شد رزم و دید آتبین
کجا چیره گشتند گردان چین
بزد ران و شبرنگ را تیز کرد
ز خون گریزنده پرهیز کرد
گروهی دلیران پس پشت او
درفشان یکی تیغ بر دست او
به هم برفگند آن سپه را چنان
که نشناخت دشمن رکاب از عنان
بکشت اندر آن حمله چندان سوار
که خون شد روان چون یکی جویبار
شب آمد ز کشتن کشیدند دست
سپهدار چین بازْپَستَر نشست
از آن رزم بُد آتبین شادکام
ز بهر بزرگان مَی آورد و جام
به بزم اندرون مهربانی نمود
چو در رزم جوش جوانی نمود
چنین گفت کامروز دادیم داد
و زاین رزم پیروز گشتیم شاد
اگر پیشم آید چنین صد سپاه
چو بیکوش باشد ندارم به کاه
ولیکن چنین است ما را گمان
که آن دیوچهره زمان تا زمان
به ما گر سپاهی گران آورد
از ایران بسی سروران آورد
که داند که چون باشد این کارِ زار
که پیروز برگردد از کارزار
اگرچه بود تیز جنگی پلنگ
نه هر بار پیروز باشد به جنگ
به سنگ ارچه ماند به سختی سبوی
نه همواره باز آورندش ز جوی
همان به که پیروز و آراسته
به دریا برانیم با خواسته
همانا فزون است کشتی دویست
بدین مرز بودن کنون روی نیست
بزرگان پسندیده دیدند رای
بر او خواندند آفرین خدای
همان شب به کشتی کشیدند بار
به دریا کشیدند با شهریار
روان گشت کشتی به یک ره دویست
تو گفتی به دریا کنون راه نیست
چو خورشید بر دشت لشکر کشید
طلایه نگه کرد و کس را ندید
ز رفتن سپه را چو آگاه کرد
برآن سرکشان رنج کوتاه کرد
سپه تا به نزدیک دریا بتاخت
همی نعره از چرخ برتر فراخت
ز چیزی که بردند، بگذاشتند
از او چینیان بهره برداشتند
بدیشان رسیدند روز دهم
جهانگیر کوش و سپاهش بهم
همی دست بر دست زد از دریغ
کز او آتبین یافت راه گریغ
سپاهش فرود آمد آن جایگاه
برآسود یک روز از رنج راه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، داستانی از یک جنگ میان ایرانیان و چینیها روایت میشود. آتبین، رزمندهای دلیر، در میدان نبرد به دشمنان چینی حمله میکند و با شمشیرش چندین سوار را به قتل میرساند. در شب، پس از پایان نبرد، سپهدار چین به عقب نشینی میپردازد و آتبین از پیروزی خود خوشحال است. او به بزرگان قول میدهد که اگر قویترین سپاه هم به او حمله کند، نگران نیست. با این حال، او به تهدید دشمن و احتمال بازگشت سپاه ایران فکر میکند. بزرگان تصمیم میگیرند که به دریا بروند و با کشتی خود را از دشمن دور کنند. روز دهم، آتبین و سپاهش به دریا میرسند و از سختیهای راه استراحت میکنند. این داستان به نمایش جوانمردی، دلاوری و تفکر استراتژیک در جنگ و نبرد میپردازد.