نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۷۵ - آگاهی فریدون از کشته شدن قراطوس ایرانشان

ایرانشان ابن ابی الخیر / کوش‌نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

سر سال دیگر خبر یافت شاه

که کوش بداندیش در بزمگاه

قراطوس بیچاره را پاره کرد

دل مردم از درد غمخواره کرد

دژم گشت و از غم نخندید و گفت

که آن دیو را خاک بادا نهفت

که بس ریمن و تند و گردنکش است

به خوی پلنگ و تف آتش است

نه فرّخ نمایند کشتن اسیر

پس از جنبش و کشتن و داروگیر

نماند همی خوی بد را به جای

بر او باد همواره خشم خدای

سپهدار قارن چو دیدش دژم

به گفتار برداشت از دلْش غم

بدو گفت، شاها، تو خوش دار دل

مکن ایچ از این کار غمناک دل

ز فرمان تو هرکه گردن کشید

سرش بی‌گمانی بباید برید

قراطوس چون سر بپیچد ز راه

شود کشته بر دست گردان شاه

فریدون فرخنده بگشاد چهر

بخندید با قارن از روی مهر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در آغاز سال جدید، شاه از رفتار دیوانه‌وار در بزم مطلع شد که باعث آزار مردم شده و قراطوس را پاره کرده است. این خبر دل شاه را غمگین کرد و باعث شد از آن دیو نفرت داشته باشد. شاه به تندی به فکر انتقام افتاد و اعلام کرد که باید با گردن‌کشان برخورد کرد. سپهدار قارن، که غمگین بود، به شاه گفت نباید دلش را غمناک کند و بر این نکته تاکید کرد که هر کسی که به او بکار زشت بپردازد، سزاوار مجازات است. در این بین، فریدون فرخنده با لبخندی به قارن نشان داد که در نهایت امیدواری و دوستی وجود دارد.