نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۶۳ - ساختن حوض‌ها برای درمان مصروعان ایرانشان

ایرانشان ابن ابی الخیر / کوش‌نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

به راه بیابان به جایی رسید

که آبی که بود ایستاده بدید

کسانی که مصروع بودند و سست

به دل ناتوان و به تن نادرست

همه خنده‌ای خوش بر ایشان فتاد

به آب اندر افتاد مانند باد

چو مرده در آن آب بیهوش شد

از آن آگهی چون برِ کوش شد

شتابان بیامد به دیدار آب

کشیدند بیرون هم اندر شتاب

منادیگری بانگ زد بر سپاه

که دارید از این آب خود را نگاه

مبادا کز این آب هرگز چشید

که پس چادر مرگ در سر کشید

بفرمود تا مردگان را ز آب

کشیدند هم در زمان بر شتاب

چو باد شمالی بر ایشان وزید

به هوش آمد و این شگفتی که دید؟

سبک گشته آنکس که بودی گران

به رنگ و به تن بهتر از دیگران

همه سستی و رنج از او گشته دور

شد آن ماتم سخت مانند سور

بفرمود تا ز اندلس هرکه هست

به تن سست و مصروع و بی پای و دست

بریدش برآن آب تا مرد سست

بشوید تن و زود گردد درست

بسی حوض‌ها نام خود برنبشت

دگر کرد از این سان و دیگر بهشت

سلیمان گذر کرد روزی برآن

بدید آن همه حوض‌ها بیکران

بفرمود تا آصف برخیا

که دانست کردن همی کیمیا

برآورد از آن شارستانی به رنج

نهاد اندر او هرچه بودش ز گنج

درآورد دیوارش از گِردِ آب

کشیده سر کنگره بر سحاب

نهادش به نیرنگ از آنسان نهاد

که هرگز درش کس نداند گشاد

به دیوار او گر برآید همی

زند خنده بر روی مردم همی

بدان شارستان اندر افتد نگون

نداند کسی کان چرا است و چون

به گیتی مر او را نبینند باز

ندانست کس را که چون است راز

هر آنکس که او بگذرد بر درش

ز بانگ سگان خیره گردد سرش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف مکانی می‌پردازد که آب ایستاده‌ای مشاهده می‌شود. افرادی که از نظر جسمی ناتوان و بیمار هستند، با خنده به سمت آب می‌روند و به درون آن می‌افتند. در این حین، خبر به دیگران داده می‌شود که به هیچ وجه از این آب ننوشند، چون این آب باعث مرگ می‌شود. افرادی که به ناچار به درون آب می‌افتند، به سرعت از آن بیرون کشیده می‌شوند و پس از تجربه‌ای شگفت‌انگیز، به حالت طبیعی خود بازمی‌گردند. شاعر به نمایندگی از سلیمان به توصیف ماجرای حوض‌های جادوئی می‌پردازد که در آنجا افرادی دچار مشکلات جسمانی می‌شوند و لازم است که به آب مراجعه کنند تا دوباره به سلامتی خود برسند. در نهایت، اشاره‌ای به عمارت و دیواری خاص می‌شود که در ورودی آن، هیچ‌کس نمی‌تواند چگونگی ورود یا خروج را بفهمد، و به راز این مکان هیچ‌کس پی نمی‌برد.