نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۶۹ - دادگری کوش ایرانشان

ایرانشان ابن ابی الخیر / کوش‌نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

وز آن پس جهاندیده کوش سترگ

رها کرد راه بد و خوی گرگ

چو بر گِرد آن پادشاهی بگَشت

به فرمان او شد همه کوه و دشت

ز هر کشوری ساو و باژ آمدش

که هر ماه گنجی فراز آمدش

ز مغرب سوی قرطبه بازگشت

به آرام بنشست و دمساز گشت

به چیز کسان در نیاویختی

نه با کودک و با زن آمیختی

اگر داد جُستی کسی ز انجمن

همه داد دادی میان دو تن

همه ساله دور از بد بدگمان

شده زیردستان او شادمان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت‌ها، توصیف یک پادشاه عادل و دانا آمده است که پس از دوران سختی و دشواری، قوم و کشورش را از مسیرهای نادرست رهایی می‌بخشد. او به فرمانروایی می‌پردازد که تحت سلطه‌اش کوه‌ها و دشت‌ها به آرامش می‌رسند و از هر گوشه‌ای به او خراج و هدایا می‌رسد. پادشاه به آرامش و صلح دست می‌یابد و در تعاملاتش با مردم، به ویژه با مسائل اجتماعی و حقوقی، مراقب است که عدالت را برقرار کند و به همه به یک اندازه توجه کند. در نتیجه، مردم زیر سایه این حکومت عادل، شاد و خوشحال هستند.