بخش ۳۶۸ - ساختن طلسم در افریقیه ایرانشان
ایرانشان ابن ابی الخیر / کوشنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
به افریقیه اندر دو کوه است باز
یکی پَست بالا و دیگر دراز
بفرمود تا در میان دو کوه
برآورد استاد دانشپژوه
طلسمی دگر ساخت داننده کوش
تو این داستانها به دانش نیوش
به دو روی بر دو مناره بلند
کشیده سر اندر ستاره بلند
یکی زآن صد و شست گز بر شده
یکی سی گز از وی به زیر آمده
از آن بُرجها آب فرمانروا
چهل گز چو طاقی شود بر هوا
به دیگر مناره فرو ریزد آب
برون آید از زیرش اندر شتاب
نهاده برآن آب سی پاره ده
یکایک چو شهری و از شهر مه
گروهی از افریقس آرند یاد
که افریقیه کرد مر او نهاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در داستانی از افریقا، دو کوه وجود دارد؛ یکی پست و دیگری بلند. دانشمندی به فرمان پادشاه در میان این دو کوه طلسمی میسازد. دو مناره بلند برپا میکند که یکی به ارتفاع صد و شست گز و دیگری سی گز پایینتر از آن ساخته شده است. از این منارهها، آب به شکل طاقی جاری میشود و بر روی آب، ده شهری به تصویر کشیده شده که هر کدام نمایی از شهری دیگر دارند. این کار یادآور افریقیا است که در این داستان به آن اشاره شده است.