بخش ۴۴ - خشم گرفتن شاه چین بر سپاه ایرانشان
ایرانشان ابن ابی الخیر / کوشنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
وز آن روی چون لشکر آمد به چین
دل شاه چین گشت از ایشان به کین
بدو کرد سالار لشکر گله
که دشمن به چنگ آمد و شد یله
که سستی نمودند لشکر به رزم
شب آمد، همه خواب جستند و بزم
چو دشمن در آن رزم سستی بدید
شبانگاه بر ما شبیخون کشید
دژم شد ز گفتار سالار، کوش
دلش گشت با لشکر چین به جوش
براند آن سپه را ز درگاه خویش
همی خواندشان سست و بدخواه خویش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، پس از ورود لشکر به چین، دل شاه چین از ایشان به کینه میفروزد. سالار لشکر به سربازانش میگوید که دشمن به آنها حمله کرده و در حال سستی هستند. شب هنگام، لشکر در خواب و بزم بودند و این سستی، اجازه میدهد که دشمن به آنها حمله کند. سالار از این وضعیت ناراحت و نگران میشود و دلش به لشکر چین میتپد و آنها را از خود دور کرده و به سستی و بدخواهی متهم میکند.