شمارهٔ ۱۰۰۷ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز گل با روی تو باشد فراغم
چرا با روی تو باشد مرا غم
نبینم غیر رویت در جهان روی
تویی در عالم ای چشم و چراغم
بسی داغ فراقت در دلم بود
مجدّد کردهای بر سینه داغم
مرا با روی و قدّت ای دلارام
فراغت باشد از بستان و باغم
به وصلت بلبلی بودم ثناخوان
کنون از داغ هجران همچو زاغم
اگر نه سرو قدّت در بر آید
به دیده درنیاید باغ و راغم
نسیم صبح بوی زلفش آورد
ز عنبر تازه شد باری دماغم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیبایی و جذابیت محبوبش صحبت میکند و میگوید که چهره او تنها چیزی است که در دنیا برایش اهمیت دارد. او از درد و غم فراقت محبوبش مینالد و میگوید که داغ جدایی بر دلش سنگینی میکند. شاعر به صورت نمادین خود را به بلبلی تشبیه میکند که به خاطر وصل محبوبش میخواند، اما اکنون به دلیل جدایی مانند زاغی غمگین و حزین شده است. او همچنین میگوید که اگر محبوبش در کنار او نباشد، زیباییهای طبیعت برای او هیچ معنیای نخواهند داشت و یادآوری عطر زلف محبوبش او را به یاد روزهای خوش میاندازد.