نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۲۵ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بلبل صفت از عشق تو فریاد زنانم

ای دوست بجز مدح و ثنای تو ندانم

من دم نزنم بی تو و یاد تو از آن روی

در همت عالی همه نیکست زبانم

چون سوسن آزاد که او جمله زبانست

بر یاد تو سرتاسر دل جمله زبانم

ساکن شده‌ام بر سر کویش به امیدی

باشد که سرآید ز جهان سرو روانم

فریادرس ای دوست که فریادرسم نیست

کز چرخ گذشته‌ست ز جور تو فغانم

در وصف دهان و لب و دندان که تو داری

رای تو اگر راه دهد دُر بچکانم

زنهار عنایت ز من خسته مگردان

چون بر کرم تست امید دو جهانم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق عمیق و شوق شاعر به معشوقش است. شاعر از عشق خود فریاد می‌زند و بیان می‌کند که هیچ چیز جز ستایش و مدح محبوبش برایش معنا ندارد. او در غم دوری از محبوب، به یاد او زندگی می‌کند و آرزو دارد که روزی به وصالش برسد. شاعر احساس یأس و ناامیدی را از ظلم روزگار بیان می‌کند و از محبوبش درخواست رحمت و توجه دارد، چرا که بودن او تنها امید و دلگرمی اوست.