شمارهٔ ۱۰۴۳ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گفته بودی از لبت درمان کنم
وز وصالت یک شبی مهمان کنم
از در بختم درآ بی انتظار
تا جهان در پای تو قربان کنم
تا به کی من دیده بی خواب را
در فراق روی تو گریان کنم
تا به چند آخر دل غمدیدهام
بر سر نار غمت بریان کنم
در فراق روی خوبت تا به کی
انتظار وعده جانان کنم
کردهای فرمان به جانم، بندهام
من ز جان و دل تو را فرمان کنم
سرو را گر هست جای اندر سر آب
من تو را مأوا میان جان کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از عشق و فراق میگوید و خواستار وصال محبوبش است. او آرزو دارد که محبوبش به سراغش بیاید و زندگیاش را دگرگون کند. احساسات درد و غم در انتظار دیدار محبوب در طول شعر مشهود است. شاعر به شدت تحت تأثیر عشق قرار دارد و حاضر است برای محبوبش قربانی شود. او عشق را مانند مأوایی امن میداند که میخواهد در آن زندگی کند. تم انزوا و آرزو برای وصال، در سراسر شعر به وضوح حس میشود.